خرید بک لینک

درباره سایت

پسر خورشید(son of sun)

امکانات وب

فرو می ریزد و باز می سازمش...

برای ریختن!

دیواری برا شکاندن....

و یا شکسته شدن!

قدم را بر آوار باید محکم کرد!

برچسب: پله پله تا ملاقات خدا,پله پله تا ملاقات خدا حمیرا,پله پله تا ملاقات خدا pdf,پله پله تا ملاقات شیطان,پله پله تا ملاقات با خدا,پله پله تا ملاقات خدا میروم,پله پله تا ملاقات,پله پله تا ملاقات خدا میروم حمیرا,پله پله تا ملاقات خدا دانشگاه امام صادق, نویسنده: پارسا رستمی تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 12:52

قرار بر سکوت است!

زمانه چه بی رحمانه زخم میزند!

و ما قربانیان این پیمانیم....

برچسب: عهدیه,عهد الاصدقاء,عهد ديب,عهد عتیق,عهد,عهدیه خاطرخواه,عهدنامه گلستان,عهدنامه ترکمنچای,عهد جدید,عهد الاصدقاء كلمات, نویسنده: پارسا رستمی تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 12:52

امواج نبودت وجود را در آغوش می کشد....

"هستی"در آغوشش رنگ می بازد بی معنا، جاری بر اشک ها دور خواهد شد ....

و من مسافر این رود خانه که گلزار هایش هنوز عرطت را به دنبال خود می کشند...

آرام بخواب...

رقص پروانه ها آتش نبودنت را سرخ نگه داشته اند.....




قلم از نوشتنت سیر نمی شود و قلب سوار بر آن به دشت دیوانگی می زند......

برچسب: نویسنده: پارسا رستمی تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 12:52

زیر چانه ی اسبم را نوازش می کنم و آهسته در گوشش می گویم:

« باید پر کشید و به فراتر از آسمانها رفت و تو آخرین امید... »

برچسب: نویسنده: پارسا رستمی تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 12:52

خیلی وقته که دیگه نمیتونم بنویسم. تا بخوام فکر کنم جنگ شروع میشه. جنگی که برندش مشخصه. منطق، عقده، ترس، خستگی، نفرت. نیاز به زمیان زیادی نیست تا پیروز شن چند وقتی میشه که حسای پاک بچگانم یه گوشه کز کرده و انگشتشو کرده تو دهنشو مک میزنه. ترسیده... فهمیده جایی تو این منجلاب نداره. هر روز گریه میکنه. هر روز گریه میکنم به حال خودم به حال چیزی که بودم به حال چیزی که می خواستم باشم و الان ذره ای ازشو ندارم. لعنت به من اشکام داره میچکه بعد از مدت ها. و چیزی که واضحه اینه که طول نمیکشه تا منطقم دوباره بم نشون میده هم من هم دنیا هم اون اتفاقات و آدمایی که اینا رو خواست

برچسب: گریه,گریه به انگلیسی,گریه مرد,گریه نکن,گریه بید محمدرضا لطفی,گریه نکن ابی,گریه دختر,گریه دنیا جهانبخت,گریه نمیکنم تو بخند,گریه های امپراطور, نویسنده: پارسا رستمی تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 12:52

همه ی قله ها خراب شدن. همه چیز داره از دست میره دیگه کشتی نوح جایی نداره که گیر کنه بش. خدا هممونو گول زده و داره بهمون می خنده. و در حالی که از گریه نفسمون بالا نمیاد صدای خنده ی خدا تو گوشمون می پیچه...

خون توی دهنمو تف میکنم. از اولشم همین بوده همیشه بلد بوده چطوری با مهره هاش بازی کنه که بازی جذاب تر به نظر برسه.

برچسب: نویسنده: پارسا رستمی تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 12:52

دوست دارم تو دنیات باشم.

شاید یکم دیر شده باشه.

ینی چی؟

بیخیال یه چیزی بود گذشت.

پس اون همه...

خودمم یادم نمیاد چی شد.

ولی آخه نمیشه که

خبرایا خوبی از آسمون نمیاد. میشه همیشه هوا ابری باشه؟

برچسب: ابریشمچی,ابریشم,ابریشم خام,ابریق,ابریشم مصری,ابریشم سبز گردن عروس,ابری نیست بادی نیست,ابریشم مصنوعی,ابریزش در بارداری,ابریشم سفید, نویسنده: پارسا رستمی تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 12:52

چرا باید برای ازدواج کردن آدما خوشحال بود واسه تنها مردنشون ناراحت؟ ها؟ کی گفته که تولد یه نوزاد خوبه؟ چرا همیشه رنگ جدید بدبختیمون واسمون خوشاینده؟ هیچی تغییر نکرده هنوزم این مگسای لعنتی توی مغز من میچرخنو صدای وز وزشون دیوونم میکنه. سرم درد میکنه و دوست دارم تا آخر عمرم بشینمو با بیهوده ترین کارای دنیا سرمو گرم کنم. شاید بود و نبود آدما تاثیر داشته باشه ولی تو کل قضیه تغیری ایجاد نمیکنه. از اولش سرمون زیر یه گه بوده. توی این کثافت نفس میکشیمو شبمونو صبح میکنیم و با کوچکترین اتفاقی بزرگترین خوشیا رو تجربه مبکنیم. هه... آدمای بیچاره.

برچسب: نویسنده: پارسا رستمی تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 12:52

آزریلا رو دیدم....

برچسب: فرارو,فرار از زندان,فراری,فراري,فرار از زندان 2,فراري 2016,فرار,فرار مغزها,فرار بزرگ,فرار از زندان ایرانی, نویسنده: پارسا رستمی تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 12:52

صفحه بندی